الفيض الكاشاني
740
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
در دفتر سينه نبود نور عشق فيض * با مولوى بگوى كه ترك ورق كند ( 290 ) جرعهام را جام و مينا تنگ شد * مستيم را دار دنيا تنگ شد اشك و آهم را دگر جايى نماند * هفت گردون ، هفت دريا تنگ شد تنگ گردد سينه چون دل شد فراخ * از فراخى سينه را جا تنگ شد چون قفس شد بر روان ، حسن و خيال * عالم پنهان و پيدا تنگ شد وقت شد كز آسمان هم بگذرم * منظرم را زير و بالا تنگ شد پشت برين توده بايد كرد و رفت * گردشم را « 1 » روى صحرا تنگ شد از زمين و آسمانم دل گرفت * روح را خضرا و غبرا تنگ شد « 2 » جان درين عالم نمىگنجد دگر * مىروم آنجا كه اينجا تنگ شد ساغرم سرشار شد از فيض حق * آب شد بسيار دريا تنگ شد يافتم چون « 3 » ره به عشرتگاه قدس * بر دلم دنيا و عقبى « 4 » تنگ شد سينه بيش « 5 » از كوه دارد تاب فيض * نور حق را طور سينا تنگ شد عمر شد در آرزوى دل تبه * روزگارم در تمنّا تنگ شد ( 291 ) دل مرا ز انديشه دنيا اسباب سرد شد * آخرت با يادم آمد آرزوها سرد شد چون شدم آگه ز اسرار علوم آخرت * بر دلم دنيا و ما فيها سراپا سرد شد
--> ( 1 ) - چ پ ، چ ش : بر . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : فاقد بيت . ( 3 ) - چ پ : چو . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : بر دلم عقبى و دنيا . ( 5 ) - عق : پيش .